سيد محمد باقر شفتي

85

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

با زير ثناياى تحتانى . و ابن حاجب تصريح نموده كه مخرج اينها طرف زبان است با خود ثنايا ، ظاهر اين است كه آنچه مستفاد از ظاهر اين أفوال ثلاثه مىشود هيچ يك صحيح نبوده باشد ، بلكه حق اين است كه مخرج صاد پائينتر از سر زبان است با منتهاى اليه لثه ثناياى بالا كه اول كام بوده باشد . و قول ابن حاجب كه مخرج اينها طرف لسان است با خود ثنايا دور نيست كه اشتباه شده باشد به تلفظ به نفس اين حروف كه صاد و سين و زا بوده باشد ، و اين توهم است به جهت آن كه صاد مركب از سه حرف است : صاد و واو و دال و هر يك از اينها مخرجى دارد . بلكه مراد در اين مقام تعيين مخرج آن كه مصدر به اين سه حروف است و مخرج آن طرف زبان و نفس ثنايا نيست ، بلكه مخرج آن به نحوى است كه مذكور شد . و ممكن است توجيه شود كلام ابن حاجب به نحوى كه راجع شود به آنچه ذكر شد ، به اين نحو كه مراد از طرف پائينتر از سر زبان بوده باشد ، و مراد از ثنايا منبت آن بوده باشد كه بيخ ثنايا در جوف گوشت و پوست بوده باشد ، بنابر اين أمر در دو قول اول أسهل است ، پس همه راجع مىشود به آنچه گفته شد . و اما مخرج سين و زا پس آن بالاتر از مخرج صاد است ، يعنى أقرب است به سر زبان يا بيخ دندانهاى پيش . و بعضى از مؤلفين از أهل سمرقند تحديد مخرج اين سه حرف را نوع ديگر نموده ، به اين نحو كه مخرج ص و س و ز تيزى سر زبان است با ميان دندانهاى پيشين ، و اين نيز مثل سابق است . و اما حروف شفوى پس عدد آن چهار است : اول - فاء مخرج آن وسط لب پائين است با طرف ثناياى فوقانى . دوم : واو . سوم : ميم . چهارم : باء موحده است ، مخرج اين سه حرف ميان اين دو لب است ميم از خارج و باء در داخل و واو از ميان داخل و خارج .